آیا تجارتهای گلدکوئست منجر به ضربات مالی به اقتصاد کشور یا خروج ارز کشور میشود؟
واردات کالا باعث خروج ارز میشود اگر این موضوع را مد نظر قرار دهیم در سال به خصوص سال های اخیر ارقامی بین40-30 میلیارد دلار خروج ارز از کشور داشتهایم ولی در قبال این خروج ارز کالاهای زیادی وارد کشور شده است.
در قبال خرید از شرکت گلدکوئست نیز همینطور کالا و خدمات به کشور باز میگردد. واردات از گلد کوئست شامل دو دسته کالا میباشد که کالای اول طلا و جواهرات است وکالای دوم میتواند خدماتی از موارد مذکور در فوق باشد.
طلاهای شرکت گلدکوئست علی القاعده ارزشی بیش از بهای وزن فلزی آن دارد و از طرفی دیگر آینده پرقیمتتری نیزبرای خود محتمل نموده است. واردات طلای گلدکوئست باعث میشود تا ارزش کالای وارداتی ما در سالهای آینده بیش از ارزش خریداری شده آن نیز شود.
اگر بر فرض محتمل که هیچ بعید هم نیست قیمت طلاهای گلدکوئست- همانند قیمت سکههای گلدکوئست طرح امام خمینی که به بیش از سه برابر قیمت افزایش یافت- عملاً ارزش واردات طلای گلدکوئست نیز افزایش یابد.
یعنی با واردات طلای گلدکوئست نه تنها خروج ارز نداشتهایم بلکه بیش از ارزش معامله نیز واردات ارزی داشتهایم. در مجموع اینکه می گویند خرید طلای کلکسیونی باعث خروج ارز می شود شاید تا حدودی تنگ نظری و عدم توجه به مسایل تجارت طلا در سطح بینالمللی باشد.
نوسان قیمت طلا یک پدیده قطعی است و نمیتوان همچنان مطمئن بود که قیمت طلا افزایش خواهد یافت. بهدلیل اینکه عرضه طلا در جهان روند بطئی افزایشی دارد ولی قیمت طلاهای گلدکوئست بدلیل حق ضرب محدود آن قابل افزایش در آرم (سمبل) ضرب شده نیست و این مزیت طلای گلدکوئست یا هر طلای کلکسیونی یا یادگاری است.
برخی میگویند این تجارت بهدلیل آنکه کالایی تولید نمیکند توجیه یا ارزش اقتصادی ندارد و فعالیت کاذب است، نظر شما چیست؟
واژهِ فعالیت کاذب اصطلاحی است که افراد ناآگاه به ادبیات اقتصادی آن را به کار میبندند. این واژه در متون اقتصادی علمی مورد استفاده ندارد و اصولا این نگرش یک نگرش غلط اقتصادی است.
برای مثال تمام فعالیت بازرگانان اعم از بازرگانی خارجی و بازرگانان داخلی در زمره فعالیتهای خدماتی میگنجد. کلیه بازگانان بدون اینکه فرآیند پردازش جدیدی بر کالاها اعمال می کنند اقدام به خرید و فروش کالا میکنند.
آیا عمل آنها غیراقتصادی یا کاذب است؟
وآیا با این عمل آنها مرتکب ایجاد نا هماهنگی و سؤرفتار در فرایند تخصیص منابع شدهاند؟ مسلما پاسخ این سوالات منفی است. در فعالیتهای بازرگانی طیف وسیعی از معاملات وجود دارد که خرید و فروش طلا یک شق مشهور از آن است.
اگر بخواهیم از این دیدگاه تنگ نظرانه خرید فروش طلا را انحرافی در فعالیت های اقتصادی بدانیم باید کلیه زرگرها و صرافها و معاملهگران ثانویهِ سهام و اوراق بهادار و حتی فیش موبایل و ارزهای خارجی و فلزات گرانبها و ... را منحرف و کاذب بشناسیم زیرا همه در این گروه میگنجند. شاید غلط نباشد که بگوییم این دیدگاههای انحرافی چپ به نحوی بازمانده دیدگاههای سوسیالیستی بین دو جنگ اول و دوم جهانی است.
آیا درآمد ناشی از این تجارت بادآورده و بدون زحمت است؟
این سوال بسیار انحرافی است. آیا درآمد های ناشی از خرید و فروش سکه بهارآزادی باد آورده است؟ اگر این درآمد بادآورده است پس باید کلیه درآمد های مربوط به تجارت طلا، سهام و کالاها همگی مشمول این موضوع باشند. باید گفت خرید و فروش به سبکnetwork marketing یا(MLM) Multi level marketing عملا به دلیل زحماتی که بازاریابان شبکهای متحمل میشوند تجارتی است که در اثر تلاشهای آنها به ثمر میرسد. در طبقهبندی گلدکوئست شاخههایی که به طور اصولی در این زمینه فعالند یاد میگیرند که چگونه فعالیتهای بازاریابی سیستماتیک انجام دهند. این فعالیتها نه تنها برای قشر مربوطه آموزنده است بلکه زحمات متحمل آنها قابلیت اخذ اجرت هفت تا سیزده درصد ناشی از بازاریابی آنها را دارد. اگر بررسی کنیم میانه این فاصله که رقمی حدود10 درصد است حق بازاریابان فعال خواهد شد که رقمی بسیار عادلانه در بازاریابی تلقی میگردد.
آیا فعالیت گلدکوئست منجر به فریفتن افراد نمی شود؟
کلاه برداری، تدلیس و یا پنهان کردن عیب کالا هنگام معامله و یا مغبون ساختن خریدار همه میتواند منجر به فسخ معامله شود. اینها از مباحث خیارات در حقوق است و از لحاظ فقهی و حقوقی دامنه وسیعی را در برمیگیرد. ولی نمیتوان این موارد را به بازاریابی شبکهای نسبت داد.
نمیتوان به سادگی یک معامله تجاری را یک کلاهبرداری تلقی کرد و یا اتهام کلاهبرداری یا فریفتن به آن داد. از لحاظ حقوقی کلاهبرداری تعریف خاصی دارد که باید همراه با فریفتن طرف معامله باشد که این موضوع در معاملاتی نظیر گلدکوئست صادق نیست.
بر اساس ضمائم اینترنتی گلدکوئست کلیه شرایط عقد به خریدار عرضه شده و خریدار با کلیک کردن بر روی دکمه “موافق هستمI agree) )“ تمام شرایط معامله را قبول مینماید. کلاهبرداری زمانی اتفاق میافتد که نقصی یا عیبی در یکی از اجزای معامله وجود داشته باشد. بازاریابان گلدکوئست دقیقا ضمن جلسهای یکساعته جزئیات خرید از این شرکت و نحوه اعطای امتیازات بعدی در اثر بازاریابی را برای خریدار تشریح می کنند.
آیا تجارت بر مبنای بازاریابی شبکهای از لحاظ قانونی جرم تلقی میشود؟
بر اساس اصل 46 قانون اساسی هرکس مالک کسب و کار مشروع خویش است و هیچکس نمیتواند به عنوان مالکیت نسبت به کسب و کار خود امکان کسب و کار را از دیگری سلب کند. در اصل 47 قانون اساسی آمده است:
مالکیت شخصی که از راه مشروع باشد محترم است و ضوابط آن را قانون معین می کند و بر اساس اصل 9 قانون اساسی هیچ مقامی حق ندارد حتی بنام حفظ استقلال و تمامیت ارضی کشور آزادیهای مشروع را هرچند با وضع قوانین و مقررات سلب کند. لذا تصویب طرح منع بازاریابی شبکهای طبق اصل اخیر قابلت تنفیذ قانونی آن با اشکال روبرو خواهد بود.
آیا فکر نمیکنید که مخالفت با این نوع تجارت هم از لحاظ فقهی و هم از لحاظ اقتصادی در آینده منتفی شود؟
در ایران بعد از انقلاب تحولات سیاستگذاری اقتصادی زیادی به وقوع پیوست که پیاپی سیاستهای قبلی را نسخ کردند. برای مثال در قوانین بازرگانی خارجی ما محدودیت صادرات بسیار زیاد بود به نحوی که حتی جلد چمدان مسافر را نیز بررسی میکردند تا مبادا کالایی را از طریق چمدانش صادر کند ولی در قانون صادرات و واردات 1382 کلیه محدودیتهای صادرات لغو می شود.
زمانی خرید و فروش ارز بعنوان قاچاق محسوب می شد و معاملهگران آن تروریست اقتصادی خوانده می شدند. این موضوع در مسایل بسیار کوچکتر هم صادق است مثلاً خرید و فروش و بازی شطرنج، خرید و فروش و نواختن ارگ، خرید و فروش ویدیو، خوردن خاویار، خرید و فروش آلات موسیقی، نواختن موسیقی، پخش موسیقی در رادیو، خواندن تصنیف هایی شبیه ... در رسانههای جمعی، دیدن زن نامحرم بی حجاب خارجی در تلویزیون، آستین کوتاه برای آقایان، لباس رنگی برای خانم ها و بسیاری موارد دیگر اول ممنوع بود بعد به تدریج آزاد شد.
حالا از شما سوال می کنم: آیا اگر از امام عصر عجل الله تعالی فرجه استفسار می شد، آیا ایشان اول حرام می کردند و بعد از مدتی حلال می فرمودند؟ آیا میتوان حلال را حرام کرد یا بالعکس؟ مسلماً اینطور نیست. پس سوال این است که چگونه موارد فوق اتفاق افتاده؟ علت این است که فتاوا حکم خدا نیست و رای است و رای ممکن است در هر زمانی متفاوت باشد.
+ نوشته شده توسط محمد ش ه ر در یکشنبه بیست و چهارم خرداد 1388 و ساعت
21:32 |