تبليغاتX
QUEST RASHT baran

اكنون چند سال است كه مسئله شركت هايي كه به روش بازاريابي شبكه اي يا Network Marketing فعاليت مي كنند، به بحث روز محافل مردمي و مطبوعات و ارگانهاي دولتي ايران تبديل شده است.

البته بحث شركت هايي كه با استفاده از دسيسه هاي هرمي به بازي با پول پرداخته و سرمايه مردم را به يغما برده اند مثل شركت پنتاگونا جداست و ما اقدام دولت ايران در برخورد با اين گونه شركت ها را تحسين مي كنيم.

و اما شركت كوئست اينترنشنال (Quest International) يا همان شركت گلدكوئست (GoldQuest) چند سالي است كه در ايران به فروش محصولات خود به روش نتورك ماركتينگ پرداخته و توانسته مشتريان زيادي را در ايران جلب كند.

از يك سال پيش با هشدار قوه قضائيه مبني بر كلاهبردار! بودن اين شركت و پس از آن توافق بين گلدكوئست و قوه قضائيه جمهوري اسلامي ايران مقرر شد كمپاني گلدكوئست خسارت وارده به مالباختگان را بپردازد و دفتر نمايندگي اين كمپاني در تهران راه اندازي شود.

اما از چند ماه پيش با تصويب فوريت و اخيرا با تصويب كليات طرح منع فعاليت كمپاني گلدكوئست و كمپانيهاي مشابه، دولت ايران و مجلس شوراي اسلامي به جاي برخورد منطقي با نتورك ماركتينگ صورت مسئله را كاملا پاك كرد! به گونه اي كه ديگر حتي جايي براي مذاكره و بحث و بررسي كارشناسانه در اين مقوله نگذاشته است.

ما به عنوان جمعي از اعضاي شبكه بازاريابي گلكوئست نيك مي دانيم كه اين كمپاني مصرانه خواهان عقد قرارداد با ايران است و حاضر است قوانين منطقي در زمينه نتورك ماركتينگ را در ايران بپذيرد اما اقدام اخير مجلس شوراي اسلامي ديگر تمام درها را در اين زمينه بسته است.

لازم به ذكر است كه كمپاني گلدكوئست در طي يك سال گذشته بارها از طريق تاسيس دفتر نمايندگي در ايران، رسيدگي به شكايت شاكيان، پرداخت خسارت به مالباختگان در چند نوبت و همچنين ارسال چندين هزار قطعه سكه، ساعت و گردبند طلا و نقره از محصولات فروخته شده به مشتريان ايراني اش، حسن نيت خود را به مقامات ايراني ثابت نموده است. (البته خيل عظيمي از اين محصولات در انبارهاي گمرك ايران مانده و در كمال ناباوري هنوز ترخيص نشده و به دست صاحبانشان نرسيده است!!!)

در طول يك سال گذشته دولت جمهوري اسلامي ايران حتي براي مدت كوتاهي هم از تبليغات منفي و جهت گيري غير اصولي و كلاهبردار جلوه دادن شركت گلدكوئست دست بر نداشته است آنوقت چطور انتظار دارد كه كمپاني گلدكوئست همچنان به تعهدات خود در توافقنامه پايبند باشد؟؟!!

اكنون كه كمپاني گلدكوئست حاضر به پذيرش هرگونه قوانين منطقي نتورك ماركتينگ در ايران است، از دولت و مجلس شوراي اسلامي كه خانه ملت ايران محسوب مي شود مصرانه خواستاريم در طرح تصويب شده اخير خود تجديد نظر نموده و به جاي ممنوع كردن فعاليت گلدكوئست در ايران، با تصويب طرحي با نام طرح قانونمندي بازاريابي شبكه اي هم راه رسيدن خيل عظيمي از مشتريان اين شركت را به محصولات و كميسيونهايشان فراهم نمايد و هم فرصت شغلي را كه اين شركت براي ما كه اعضاي شبكه بازاريابي آن محسوب مي شويم ايجاد كرده است، پابرجا باقي گذارند.

لازم به توضيح است تا بحال چندين بار ما مراتب اعتراض خود را نسبت به اين گونه برخورد با تجارت هاي نوين الكترونيك، با ارگانهاي مختلف و مخصوصا مطبوعات، قوه قضائيه و صدا و سيما در ميان گذاشته‌ايم اما تا بحال نه تنها جواب نگرفته‌ايم بلكه شاهد برخورد غيرمنطقي تر در اين زمينه شده‌ايم.

اميد است شما صداي اعتراض ما را به گوش مسئولين كه وظيفه اصلي شان پاسخگويي به مردم! است، برسانيد.

و من الله توفيق

+ نوشته شده توسط محمد ش ه ر در یکشنبه بیست و چهارم خرداد 1388 و ساعت 21:41 |

آیا تجارتهای گلدکوئست‌ منجر به ضربات مالی  به اقتصاد کشور یا خروج ارز کشور می‌شود؟                                                                     

 واردات کالا باعث خروج ارز می‌شود اگر این موضوع را مد نظر قرار دهیم در سال به خصوص سال های اخیر ارقامی بین40-30 میلیارد دلار خروج ارز از کشور داشته‌ایم ولی در قبال این خروج ارز کالاهای زیادی وارد کشور شده است.

 در قبال خرید از شرکت گلدکوئست‌ نیز همین‌طور کالا و خدمات به کشور باز می‌گردد. واردات از گلد کوئست‌ شامل دو دسته کالا می‌باشد که کالای اول طلا و جواهرات است وکالای دوم می‌تواند خدماتی از موارد مذکور در فوق باشد.

طلاهای شرکت گلدکوئست‌ علی القاعده ارزشی بیش از بهای وزن فلزی آن دارد و از طرفی دیگر آینده پرقیمت‌تری نیزبرای خود محتمل نموده است. واردات طلای گلدکوئست‌ باعث می‌شود تا ارزش کالای وارداتی ما در سالهای آینده بیش از ارزش خریداری شده آن نیز شود.

 اگر بر فرض محتمل که هیچ بعید هم نیست قیمت طلاهای گلدکوئست- ‌ همانند قیمت سکه‌های گلدکوئست طرح امام خمینی که به بیش از سه برابر قیمت افزایش یافت- عملاً ارزش واردات طلای گلدکوئست‌ نیز افزایش یابد.

 یعنی با واردات طلای گلدکوئست نه تنها خروج ارز نداشته‌ایم بلکه بیش از ارزش معامله نیز واردات ارزی داشته‌ایم. در مجموع اینکه می گویند خرید طلای کلکسیونی باعث خروج ارز  می شود شاید تا حدودی تنگ نظری و عدم توجه به مسایل تجارت طلا در سطح بین‌المللی باشد.

نوسان قیمت طلا یک پدیده قطعی است و نمی‌توان همچنان مطمئن بود که قیمت طلا افزایش خواهد یافت. به‌دلیل اینکه عرضه طلا در جهان روند بطئی افزایشی دارد ولی قیمت طلاهای گلدکوئست‌ بدلیل حق ضرب محدود آن قابل افزایش در آرم (سمبل) ضرب شده نیست و این مزیت طلای گلدکوئست‌ یا هر طلای کلکسیونی یا یادگاری است.

برخی می‌گویند این تجارت به‌دلیل آنکه کالایی تولید نمی‌کند توجیه یا ارزش اقتصادی ندارد و فعالیت کاذب است، نظر شما چیست؟                                                               

واژهِ فعالیت کاذب  اصطلاحی است که افراد ناآگاه به ادبیات اقتصادی آن را به کار می‌بندند. این واژه در متون اقتصادی علمی مورد استفاده ندارد و اصولا این نگرش یک نگرش غلط اقتصادی است.

برای مثال تمام فعالیت بازرگانان اعم از بازرگانی خارجی و بازرگانان داخلی در زمره فعالیت‌های خدماتی می‌گنجد. کلیه بازگانان بدون اینکه فرآیند پردازش جدیدی بر کالاها اعمال می کنند اقدام به خرید و فروش کالا می‌کنند.

آیا عمل آنها غیراقتصادی یا کاذب است؟

 وآیا با این عمل آنها مرتکب ایجاد نا هماهنگی و سؤرفتار در فرایند تخصیص منابع شده‌اند؟ مسلما پاسخ این سوالات منفی است. در فعالیت‌های بازرگانی طیف وسیعی از معاملات وجود دارد که خرید و فروش طلا یک شق مشهور از آن است.

اگر بخواهیم از این دیدگاه تنگ نظرانه خرید فروش طلا را انحرافی در فعالیت های اقتصادی بدانیم باید کلیه زرگرها و صراف‌ها و معامله‌گران ثانویهِ سهام و اوراق بهادار و حتی فیش موبایل و ارزهای خارجی و فلزات گرانبها و ... را منحرف و کاذب بشناسیم زیرا همه در این گروه می‌گنجند. شاید غلط نباشد که بگوییم این دیدگاههای انحرافی چپ به نحوی بازمانده دیدگاههای سوسیالیستی بین دو جنگ اول و دوم جهانی است.

  آیا درآمد ناشی از این تجارت بادآورده و بدون زحمت است؟

این سوال بسیار انحرافی است. آیا درآمد های ناشی از خرید و فروش سکه بهارآزادی باد آورده است؟ اگر این درآمد بادآورده است پس باید کلیه درآمد های مربوط به تجارت طلا، سهام و کالاها همگی مشمول این موضوع باشند. باید گفت خرید و فروش به سبکnetwork marketing  یا(MLM) Multi level marketing عملا به دلیل زحماتی که بازاریابان شبکه‌ای متحمل می‌شوند تجارتی است که در اثر تلاش‌های آنها به ثمر می‌رسد. در طبقه‌بندی گلدکوئست شاخه‌هایی که به طور اصولی در این زمینه فعالند یاد می‌گیرند که چگونه فعالیت‌های بازاریابی سیستماتیک انجام دهند. این فعالیت‌ها نه تنها برای قشر مربوطه آموزنده است بلکه زحمات متحمل آنها قابلیت اخذ اجرت هفت تا  سیزده درصد ناشی از بازاریابی آنها را دارد. اگر بررسی کنیم میانه این فاصله که رقمی حدود10 درصد است حق بازاریابان فعال خواهد شد که رقمی بسیار عادلانه در بازاریابی تلقی می‌گردد.

آیا فعالیت گلدکوئست منجر به فریفتن افراد نمی شود؟

  کلاه برداری، تدلیس و یا پنهان کردن عیب کالا هنگام معامله و یا مغبون ساختن خریدار همه می‌تواند منجر به فسخ معامله شود. اینها از مباحث خیارات در حقوق است و از لحاظ فقهی و حقوقی دامنه وسیعی را در برمی‌گیرد. ولی نمی‌توان این موارد را به بازاریابی شبکه‌ای نسبت داد.

نمی‌توان به سادگی یک معامله تجاری را یک کلاهبرداری تلقی کرد و یا اتهام کلاهبرداری یا فریفتن به آن داد. از لحاظ حقوقی کلاهبرداری تعریف خاصی دارد که باید همراه با فریفتن طرف معامله باشد که این موضوع در معاملاتی نظیر گلدکوئست صادق نیست.

بر اساس ضمائم اینترنتی گلدکوئست کلیه شرایط عقد به خریدار عرضه شده و خریدار با کلیک کردن بر روی دکمه “موافق هستمI agree) )“ تمام شرایط معامله را قبول می‌نماید. کلاهبرداری زمانی اتفاق می‌افتد که نقصی یا عیبی در یکی از اجزای معامله وجود داشته باشد. بازاریابان گلدکوئست دقیقا ضمن جلسه‌ای یکساعته جزئیات خرید از این شرکت و نحوه اعطای امتیازات بعدی در اثر بازاریابی را برای خریدار تشریح می کنند. 

آیا تجارت بر مبنای بازاریابی شبکه‌ای از لحاظ قانونی جرم تلقی می‌شود؟

  بر اساس اصل 46 قانون اساسی هرکس مالک کسب و کار مشروع خویش است و هیچ‌کس نمی‌تواند به عنوان مالکیت نسبت به کسب و کار خود امکان کسب و کار را از دیگری سلب کند. در اصل 47 قانون اساسی آمده است:

مالکیت شخصی که از راه مشروع باشد محترم است و ضوابط آن را قانون معین می کند و بر اساس اصل 9 قانون اساسی هیچ مقامی حق ندارد حتی بنام حفظ استقلال و تمامیت ارضی کشور آزادی‌های مشروع را هرچند با وضع قوانین و مقررات سلب کند. لذا تصویب طرح منع بازاریابی شبکه‌ای طبق اصل اخیر قابلت تنفیذ قانونی آن با اشکال روبرو خواهد بود.

  آیا فکر نمی‌کنید که مخالفت با این نوع تجارت هم از لحاظ فقهی و هم از لحاظ اقتصادی در آینده منتفی شود؟

  در ایران بعد از انقلاب تحولات سیاست‌گذاری اقتصادی زیادی به وقوع پیوست که پیاپی سیاست‌های قبلی را نسخ کردند. برای مثال در قوانین بازرگانی خارجی ما محدودیت صادرات بسیار زیاد بود به نحوی که حتی جلد چمدان مسافر را نیز بررسی می‌کردند تا مبادا کالایی را از طریق چمدانش صادر کند ولی در قانون صادرات و واردات 1382 کلیه محدودیتهای صادرات لغو می شود.

 زمانی خرید و فروش ارز بعنوان قاچاق محسوب می شد و معامله‌گران آن تروریست اقتصادی خوانده می شدند. این موضوع در مسایل بسیار کوچکتر هم صادق است مثلاً خرید و فروش و بازی شطرنج، خرید و فروش و نواختن ارگ، خرید و فروش ویدیو، خوردن خاویار، خرید و فروش آلات موسیقی، نواختن موسیقی، پخش موسیقی در رادیو، خواندن تصنیف هایی شبیه ... در رسانه‌های جمعی، دیدن زن نامحرم بی حجاب خارجی در تلویزیون، آستین کوتاه برای آقایان، لباس رنگی برای خانم ها و بسیاری موارد دیگر اول ممنوع بود بعد به تدریج آزاد شد.

 حالا از شما سوال می کنم: آیا اگر از امام عصر عجل الله تعالی فرجه استفسار می شد، آیا ایشان اول حرام می کردند و بعد از مدتی حلال می فرمودند؟ آیا می‌توان حلال را حرام کرد یا بالعکس؟ مسلماً اینطور نیست. پس سوال این است که چگونه موارد فوق اتفاق افتاده؟ علت این است که فتاوا حکم خدا نیست و رای است و رای ممکن است در هر زمانی متفاوت باشد.

 

+ نوشته شده توسط محمد ش ه ر در یکشنبه بیست و چهارم خرداد 1388 و ساعت 21:32 |

161- درخواست دولت ایران از گلدکوئست برای ایجاد پارامترهای قانونی برای بازاریاب های شبکه ای

خبرها اعلام داشتند که گلدکوئست در ایران برخلاف قانون و بر خلاف اسلام می باشد. اما در خلال این خبرها در تاریخ دوازده نوامبر بخش اخبار سایت یاهو خبری از گلدکوئست ارائه داد که می تواند جالب توجه باشد. این خبر ارائه کنندۀ تعامل این شرکت با شرکت پست کشور چین و ورود آن به بازاری جدید می باشد.

شرکت کلکسیونی هنگ کنگ آن را به دلیل قرار داد چینی خود ضرب می کند

هنگ کنگ (AFP) – ثروت افزایشی چین به صدها کمپانی مترقی هنگ کنگ کمک کرده است. اما یکی از آنها به خاطر رشد اقتصادی چین منحصراً برای آن سکه ضرب می کند.

گلد کوئست قراردادی با CPDC (شرکت تابعه پست) برای فروش سکه های طلا و نقرۀ آن روی وب سایت بزرگ پست امضاء کرد.

هر دو کمپانی امیدوارند با افزایش عطش چینی ها برای کلکسیون ها با کمک یکدیگر سود کسب کنند.

" ما منتظر تنها یک شانس برای راهیابی به چین بودیم و این فرصت مهیا شد و آن را از آن خود کردیم" این را وی جی اسواران (Vijay Eswaran) یکی از اعضای هیئت مدیرۀ گلدکوئست اظهار داشت . وی افزود : " تقریباً تنظیم این قرار داد برای ما دو سال به طول انجامید"

گلدکوئست ، به عنوان بخشی از کمپانی های کوئست اینترنشنال واقع در هنگ کنگ ، سکه های خاص و تازه ضرب شده و دیگر یادگاری های خود را برای فروش مستقیم به مشتری های آنلاین شرکت پست چین تهیه خواهد کرد.

" شرکت پست چین می خواست کسب و کار الکترونیکی خود را رونق بخشد اما به یک شرکت با تجربه برای کمک احتیاج داشت. اینجا بود که ما وارد عرصه شدیم." این را جی آر میر (JR Mayer) یکی از مدیران گلدکوئست گفت.

کمپانی گلدکوئست با بازاریابی سکه ها و مدال هائی که در مایر مینت (Mayer Mint) با 130 سال سابقه در آلمان که هر چیزی را ، از وقایع تاریخی و سمبل پاپ تا بازیگران فیلم ها به رسم یادگاری ضرب می کند خود را توسعه داد.

آنها معمولاً از طریق اینترنت و به وسیلۀ شبکه های بازاریابی چند سطحی می فروشند.

گلدکوئست با تهیۀ سکه های ماندگار برای المپیک سیدنی در سال 1998 آغاز به کار کرد ، کمپانی گلدکوئست برای یکی کردن یک و نیم میلیون مشتری خود که در سرتاسر دنیا از این شرکت می خرند و می فروشند توسعه یافت.

این شرکت در هفده کشور دنیا دارای دفاتری است.

اسواران (Eswaran) اظهار می دارد که سابقۀ گلدکوئست در تجارت الکترونیک بر پایۀ بازاریابی چند سطحی آن را تبدیل به استانداردی جهانی برای چنین استراتژی های فروشی کرد. اخیراً دولت ایران از آن درخواست کرده تا برای ایجاد پارامترهای قانونی برای بازاریاب های شبکه ای کمک کند.

اسواران اینگونه ادامه داد :این باعث شعف ما می شود تا کمکی به این راه جدید برای انجام کسب و کار کنیم . بسیاری از سوء تفاهمات در مورد بازاریابی شبکه ای وجود دارد که باعث سوء استفاده از آن می شود."

مدل کسب و کار گلدکوئست یک موضوع قابل رسیدگی بین المللی از سوی مقامات ایرانی بوده ، که در حال مبارزه در مقابل خروج ارز از صندوق ملی کشورهای فقیر هستند.

اما گلدکوئست برنامه ریزی کرد تا دنیا را متقاعد کند که روش فروش آن نزدیکی کمی با طرح های بازایابی هرمی که بسیاری کشورهای دیگر را به دردسر انداخته دارد .

میر (Mayer) می گوید بازار کلکسیونی چین برای توسعه مناسب است ، مردم بیشتری در پی سرمایه گذاری مازاد نقدی خود برای کالاهای جذاب هستند.

"این بازاری گسترده است که بزرگتر خواهد شد." میر اضافه می کند : " بی جینگ (Beijing) در حال حاضر یکی از بزرگترین نمایشگاه های تجاری کلکسیونی در جهان است. خریداران چینی پنجمین خریداران جهان هستند. "

او گفت : قرارداد شرکت پست چین راه را برای گلدکوئست هموار کرد – که باعث گسترش کسب و کارهای آنلاین خواهد شد.

این یک شروع خوبی برای ما است . و ما امیدواریم آن را ادامه دهیم." اینها گفته های میر (Mayer) بود.

لینک خبر منشتر شده از وب سایت یاهو:

http://news.yahoo.com/s/afp/20051112/lf_afp/afplifestylehongkong_051112201517

از نکات قابل اشاره این است که دولت چین یکی از سخت گیر ترین دولت ها در زمینۀ بازاریابی چند سطحی (MLM) می باشد.

در آینده ای نزدیک مقاله ای در زمینۀ ظهور بازاریابی شبکه ای و لغو ممنوعیت آن در چین و تعاملات این کشور با انجمن فروش مستقیم ایالات متحده و سازمان تجارت جهانی و در نهایت ایجاد جوی مناسب برای فعالیت شرکت های فروش مستقیم در این کشور ارائه خواهد شد

+ نوشته شده توسط محمد ش ه ر در یکشنبه بیست و چهارم خرداد 1388 و ساعت 21:22 |
بسیاری از مردم در داخل یا خارج از ایران دركی اشتباه از بازاریابی شبكه ای یا اصطلاحاً Network Marketing دارند و به همین دلیل بسیاری از فعالیت‌های مرتبط با این نوع بازاریابی در ایران منجر به شكست می شود.
 بازاریابی شبكه ای اخیراً به بحثی جنجال برانگیز در سرتاسر جهان و خصوصاً ایران تبدیل شده است و علت آن این است كه متاسفانه بازاریابی شبكه‌ای به عنوان نوعی مدل کسب و کار، توسط افرادی ناآگاه و به شیوه ای نادرست به مردم معرفی شده است.
 مسلماً بسیاری از مدل‌های بیزنس و بویژه بازاریابی چند سطحی MLM نیازمند آموزش و فرهنگ‌سازی است و عملاً این موضوع در سطح عامه مردم یا هنوز به درستی پیاده نشده است و یا اینکه فعالیت های آموزش و آماده‌سازی اذهان عمومی و حتی برخی از مسئولین مملکتی پیش از اینکه آغاز شود منجر به شکست شده است.
 بازاریابی به روش چند سطحی یا MLM یكی از روش های واقعی و عملی بازاریابی كالا و خدمات است اگر به درستی و صحیح پیاده سازی شود. این نوع بازاریابی بسیار سخت است و مسلماً از طریق آن نمی شود یك شبه میلیاردر شد اما اگر درست پیاده شود و آموزش های لازم داده شود افراد یا شركت ها به خوبی می توانند از آن به عنوان یک مدل کسب و کار برای ایجاد درآمد و نیز به عنوان یكی از استراتژی های بازاریابی خود استفاده كنند.
افرادی که می‌خواهند در کسب و کارشان موفق شوند، یکی از کارهایی که می‌کنند این است که رد افراد موفق را در پیش می‌گیرند یا به اصطلاح از الگویی که آنان دنبال کرده‌اند، الگو برداری می‌کنند. به این ترتیب، مدل های کسب و کار
یا اصطلاحاً (Business Models) شکل می‌گیرند.
از طرف دیگر، واقعیت هایی پیرامون ما، می‌توانند به موفقیت ما در پیروی از مدل های کسب و کار کمک کنند. مثلاً این یک واقعیت انکار ناپذیر است که هر کسی در هر جامعه‌ای، افرادی را پیرامون خود دارد که با آن افراد معاشرت دارد.
حلقه ای از افراد مختلف پیرامون یک فرد مورد نظر، شبکه ای از افراد را بوجود می‌آورد که می توانند با ارتباطاتی که با هم دارند، روی هم اثر بگذارند. این اثرات، مثبت یا منفی بسیار حائز اهمیت می باشند. هر چقدر فرد مورد نظر ما با افراد بیشتری در ارتباط باشد، به این معنی است که شبکه گسترده تری را پوشش می‌دهد. اثر مثبت روی این فرد، می تواند منجر به اثری مثبت روی کل افراد متصل به او شود.
 
مسلماً یک اثر منفی بر روی این فرد، می تواند منجر به فاجعه‌ای در ایجاد یا حفظ معاشرت های آتی ما شود. در حقیقت، واژه «معاشرت» را در اینجا، من به عنوان معادلی نسبتاً مناسب برای Networking آورده‌ام.
 در جملاتی که امریکایی ها بکار می برند، حتماً شنیده اید که مثلاً می‌گویند: «از یک networking بر می گردم ...» این به این معنی است که آن طرف از یک گردهمایی ویژه می آید، جایی که با عده آدمهای بیشتری آشنا شده است و با آنها ارتباط برقرار کرده است. ما در اینجا، در جامعه خودمان، به نوعی از آن به عنوان «معاشرت» یاد می‌کنیم.

بازاریابی شبکه‌ای یا بازاریابی چند سطحی یکی از انواع مدلهای کسب و کار است که در سالهای اخیر بویژه بخاطر اینترنت بسیار مورد توجه قرار گرفته است. بازاریابی فعالیتی است که طی آن ما می خواهیم به افراد کمک کنیم که کالا یا خدمات ما را که به نحوی می تواند پاسخگوی نیازهایشان باشد پیدا کنند.
 در مدل کسب و کار بازاریابی شبکه‌ای ، ما در سطوح مختلف از افراد، «نفوذ» می کنیم و استفاده از کالا یا خدماتی را که «خوب و مفید» تشخیص داده ایم و خودمان یکی از «مصرف کنندگانش» هستیم را به سایرین «توصیه» می کنیم باید توجه داشته باشیم وقتی چیزی را «توصیه» می کنیم، گویی داریم آن چیز را «بازاریابی» می کنیم. اگر کالا یا خدماتی واقعاً خوب و مفید باشد، آن کالا یا خدمات خودبخود یک نوع تبلیغ شفاهی یا مثبت برای خودش ایجاد می کند و اگر ما هم به جمع توصیه کننده ها اضافه شویم به گسترش استفاده از آن کالا یا خدمات به نوعی کمک می‌کنیم.
پیش از اینترنت، امکان این که افراد «توصیه کننده» یک کالا یا خدمات مورد نظر بتوانند از توصیه یا در حقیقت عمل بازاریابی خود بهره‌مند شوند یا به نوعی وجود نداشت و یا میزان آن آنقدر کم بود که به این ترتیب که امروز از آن یاد می‌شود، سخنی از آن به میان نمی‌آمد.
بازاریابی چند سطحی یک مدل کسب و کار است تا زمانی که یک کالای مصرفی یا خدمات قابل مصرف در میان باشد و اگر چنین باشد در همه جای دنیا قانونی است و در ایران هم باید باشد. اما در صورتی که فعالیت ها بر اساس یک سیستم هرمی بدون کالای یا خدمات مصرفی در نظر باشد- یعنی فقط یک نام تجاری را به نوعی روی هوا بخواهد تبلیغ کند، این روش در همه جای دنیا غیر قانونی است و مسلماً در ایران هم غیر قانونی است. وقتی از مدل های کسب و کار یا بیزنس صحبت می کنیم، یعنی از مدلهایی صحبت می کنیم که برای فرد یا افراد در گیر آن، ایجاد درآمد می کند.
 نوع درآمدی که این مدل ایجاد می کند، مشابه همان نوع درآمدی است که افراد از به حساب گذاشتن مبلغی پول در بانک و در حسابهای سپرده کوتاه یا بلند مدت خود به دست می آورد، یا مثلاً افرادی که کتابی می نویسند یا ترجمه می کنند و با هر نوبت چاپ، درصدی از پشت جلد کتاب به هنگام فروش ضرب در تیراژ کتاب نسیبشان می‌شود.
این نوع درآمد را اصطلاحاً Residual Income یا درآمد مضاعف می‌گویند که وقتی این نوع درآمد در بانکها یا در صنعت نشر قانونی است پس در مدل کسب و کار بازاریابی شبکه‌ای نیز قانونی است. مورد دیگر که در MLM مطرح می‌شود، این مساله است که یک تصاعد هندسی و دوبلیکیشن در میان است. ما در اصول موفقیت در کسب و کار، حال هر نوع کسب و کاری که باشد و در هر سطحی که باشد این را باور داریم که چنانچه دایره افرادی که شما با ایشان در ارتباط هستید گسترده تر و وسیعتر باشد یا به عبارت دیگر چنانچه شما با افراد بیشتری در ارتباط باشید، موفقیت شما به نوعی تضمین شده است.

هر فردی که با او آشنا می شوید، یک قدرت نفوذ ویژه دارد و در بازاریابی شبکه‌ای، افراد شبکه‌ها، قدرت و نفوذ خود را با هم به اشتراک می کذارند. سطوح بالاتر باید به فکر سطوح پایین تر خود باشند، یعنی به نوعی آنها را اسپانسر کنند:
یعنی از آموزش مداوم آنها و تهیه مطالب و متون و تصویر و سایت وب و ... دریغ نکنند. حمایت سطوح بالاتر باعث می شود که انگیزه و اعتماد و اطمینان در بین اعضای شبکه بالا رود و افراد مطمئن تر از گذشته درباره شما، کالا یا خدماتی که شرکت یا موسسه شما ارائه می‌دهد، با سطوح پایین تر خود صحبت می کنند (WOM) و مسلماً هر سطح به سطح بالاتر از خودش درصدی را به عنوان همان Residual Income اختصاص می دهد.
حاصل چیست؟ کالا یا خدماتی که خوب و مفید و مصرفی باشد بخوبی بازاریابی می شود، یعنی افراد با کالا یا خدمات آشنا می شوند در اثر تبلیغ شفاهی، خود آن کالا را می خرند و مصرف می کنند و اگر واقعاً کیفیت آن کالا یا خدمات بالا باشد، آن را به دیگرانی که در شبکه آشنایان خود دارند - و دائم به تعداد آن می افزاید - «توصیه» می کنند و همین توصیه زبان به زبان می چرخد و از بابت این همین کار، کالاها و خدمات بیشتری بفروش می رسد و بازاریابان هم درصدی به عنوان کاری که انجام داده اند دریافت می کنند.

بازاریابی شبکه‌ای، کار بسیار سختی است و اصلاً نباید آن را به عنوان یک مدل کسب و کار که با آن می شود یک شبه میلیاردر شد برخورد کرد. ببینید! متقاعد کردن مردم و جلب رضایت مردم و جلب اطمینان آنان کار ساده ای نیست، خصوصاً وقتی که شما بخواهید این کار را روی اینترنت انجام دهید، جایی که ارتباطات رو در رو نیست.
اما ایجاد یک درآمد خوب و سالم از این راه وجود دارد ما باید مردم را آگاه سازیم. در بازاریابی شبکه‌ای هم باید از استراتژی ها و تکنیک ها و تاکتیتک‌هایی که پیش از این جواب داده اند استفاده کنیم، در واقع همانطوری که قبلاً نیز گفتم، MLM مدلی نیست که به آسانی شما را موفق کند، اما اگر موفق شوید، هم خودتان موفق شده اید، هم کالا و خدمات خوبی را که انتخاب کرده اید به دست مصرف کنندگان اصلی اش خواهد رسید (هدف بازاریابی) و هم اینکه تولید کننده آن کالا یا عرضه کننده آن خدمات انگیزه بیشتری برای یافتن بازارهای بیشتر و وسیعتر و نیز بالا بردن کیفیت کالا یا خدماتش خواهد داشت.
منبع: webfaqt.com
+ نوشته شده توسط محمد ش ه ر در یکشنبه بیست و چهارم خرداد 1388 و ساعت 21:14 |


Powered By
BLOGFA.COM